
آمد و رفت مشعل ها (علیرضا عباسی)
نشر حکمت کلمه
شعری از همین شاعر
باد از درز پنجره
ابری بر شانه ام ریخته
قلبی سفید پراکنده بین دیوارها.
دست می کشم، حروفی می گذرد
از انگشت ها، گنگ و شتابان.
دست بر تصویرِ آن قابِ بی انتها
آمدن و بی صدا رفتن،
موج های برگشته
سال های ریخته در خون ات
و پرنده هایی که بر فراز آن موج ها
رها در تنت کوچ می کنند
و آواز می برند.
مي بينمت، ايستاده اي
راه مي روي
می نشینی
حروفی را برمي داري از فاصله با انگشتانت
آرام
آرام
و از آن همه موج
تنها ردي نمناک
در گودي چشمانت می ماند
علیرضا عباسی
اسفند 95
Alireza Abbasi
برچسب:
نویسنده: نوید حسینپور